تبليغاتX
*•··¤●دوتا دوست صمیمی●¤·˙•*
خصوصیت های دختر و پسرها
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند

وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست





وقتي يک پسر حرفي نمي زند
حرفي براي گفتن ندارد

وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

 


|+|نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 16:3 توسط غزاله سارا |
تاثیر طبیعت روی مد

 

|+|نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 16:0 توسط غزاله سارا |
نیمرو درست کردن دخترا و پسرا
دخترها:
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
|+|نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 15:55 توسط غزاله سارا |
دوست پسراتونو اذیت کنید
-اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسر تون....!!)بگین سلام حمید جون وبعد یکدفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک تو سرم علی تویی؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنید ولی بار هجدهم خطر مرگ داره ما مسئولیتی در قبال این حادثه نداریم. 

2-بهش زنگ بزنید و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونه تون بعد با دختر همسایه تون برید سینما فیلم مجنون لیلی یا تلافی رو ببینید .


3_اگه یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرید وباهاش دعواکنید با کلماتی از قبیل : مگه تو خودت خواهر نداری ؟...یا همچین چیزایی.ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جوک فجیح وافتضاح تعریف کنید وبعدش بشینید و قیافه ی بنده خدا رو تماشا کنید.


4_آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی بر مودا واز این پیراهن های استین کوتاه بپوشید وبرید جلوی بنده خدا راه برید وقتی به شما نزدیک شد و به دوسه متری شما رسید سرش داد بزنیدو بشینید زجر کشیدن شو تماشا کنید. 


5_عکس های دونفره ای رو که با پسر نوه ی عمه یاخاله ی پدر بزرگ پسر خاله تون یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدیدولی بهش اجازه ندید حتی یه عکس باهاتون بگیره.


6_موقع تولدش جلوی دوستاش فقط یه شاخه گل بهش هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی )شینید و سکته شو تما شا کنید و لذت ببرید. 


7_همین که تو ماشین بغل دستش نشستید شروع کنید به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند هزار تومانیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیریدو بهش بگین به این بو حساسیت دارید. 


8_وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید وبه یکی از دوستا تون زنگ بزنید و چهار سا عت وچهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید واون بدبختو تو کف حرف زدن وتو فکر قبض موبایل بزارید.

|+|نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 15:49 توسط غزاله سارا |
 اگه به طرف کسی سنگ بندازیم دنیای خودمون خراب میشه

 

اگه گفتي اون چيه كه هر جي پسرا ميبرن جلوتر دخترا بيشتر جيغ ميزنن؟
.
.
.
.
.
سوسك !

 


اگر در زندگی به ناگاه یکی از سیمهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت

 

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است .


شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است .

                                                                      ( دکتر شریعتی)

|+|نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 12:25 توسط غزاله سارا |

آمدی   جانم   به   قربانت   ولی   حالا   چرا

                                 بی وفا  حالا  که  من  افتاده  ام  از پا چرا

نوشدارویی  و  بعد  از  مرگ   سهراب   امدی

                                سنگدل  این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر  ما  را  مهلت  امروز  و  فردای  تو  نیست

                               من  که  یک  امروز  مهمان  توام  فردا       چرا

نازنینا    ما    به    ناز    تو    جوانی    داده ایم

                               دیگر  اکنون  با  جوانان  نازکن   با   ما   چرا

وه  که   با   این   عمرهای   کوته   بی   اعتبار

                             این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود

                            ای    لب    شیرین    جواب  تلخ سربالا   چرا

ای شب هجران که یکدم درتوچشم من نخفت

                           این  قدر  با  بخت  خواب  الود  من   لالا   چرا

اسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

                          در  شگفتم  من  نمی پاشد  زهم   دنیا   چرا

در  خزان  هجر   گل  ای   بلبل   طبع   حزین

                         خامشی   شرط   وفاداری   بود    غوغا   چرا

شهریارا  بی حبیب  خود  نمی کردی  سفر

                         این   سفر   راه   قیامت   میروی    تنها    چرا

|+|نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت 16:5 توسط غزاله سارا |

آخرین نوشته ها
خصوصیت های دختر و پسرها
تاثیر طبیعت روی مد
نیمرو درست کردن دخترا و پسرا
دوست پسراتونو اذیت کنید